پادشاه جونگچئون

پادشاه جونگچئون (۲۷۰-۲۴۸ میلادی) ، دوازدهمین امپراطور گوگوریو ، شمالی ترین در میان سه امپراطوری کره بود.
سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی
جونگچئون ، پسر پادشاه دانگچئون بود و در ۱۷ امین سال حکومت پدرش به عنوان وارث تاج و تخت او معرفی گردید. جونگچئون ، در سال ۲۴۸ میلادی پس از مرگ پدرش به سلطنت رسید.
مرگ و میر در خانواده سلطنتی
در 11 امين ماه همان سال ، برادران کوچکترش ، "Go Ye-mul" و "Go-Sa-gu" و ساير افرادی که هويت آنها کشف شد ، به او خيانت کردند ، اما دستگير و سپس اعدام شدند.
او با بانو "Yeon" ، که احتمالا" از منطقه "Yeonna-bu" بود ، ازدواج کرد. در سال 251 ميلادی ملکه به دليل حسادت ، همسر مورد علاقه پادشاه ، بانو "Gwanna" را در دريای زرد غرق کرد. در سال 255 ميلادی ، جونگچئون پسرش (پادشاه سئوچئو) را به عنوان وارث تاج وتخت خود معرفی نمود.
جنگ با "Wei"
در سال 259 ميلادی ژنرال "Wei Chijie" از کشور "Cao Wei" با ارتش تحت فرمانش به گوگوریو حمله کرد.پادشاه جونگچئون ، 5000 سواره نظام را برای مقابله با آنها به منطقه "Yangmaek" اعزام نمود. نيروهای "Wei" شکست خوردند و در حدود 8000 نفر از آنها نيز کشته شدند.
مرگ
پادشاه جونگچئون در سال 270 ميلادی و در سن 46 سالگی درگذشت. او در "Jungcheonji-won" به خاک سپرده شد.

پادشاه دانگچئون

پادشاه دانگچئون (248-227 ميلادی) ، يازدهمين امپراطور گوگوریو ، شمالی ترين در ميان سه امپراطوری کره ، بود .
سابقه
او نوه هشتمين فرمانروای گوگوريو ، پادشاه سیندائه ، و پسر دهمين فرمانروای گوگوريو ، پادشاه سانسانگ ، بود. مادر او ملکه دوم امپراطور سانسانگ بود. او در سال 213 ميلادی وليعهد شد ، و پس از مرگ سانسانگ به سلطنت رسيد.
حکومت
دانگچئون ، در ميان رقابت قدرتهای بزرگ چين "Gongsun yuan" و "Wu" شرقی و "Cao Wei"، بازي را آغاز کرد. در سال 234 ميلادی ، دانگچئون ، يک نماينده به "Wei" برای برقراری صلح فرستاد. در سال 236 ميلادی ، يک سفير به نام "Hao Wei" ، از "Wu" برای در خواست صلح به گوگوریو رسيد. دانگچئون ، آن سفير را برای ماهها نگهداشت و عاقبت سر او را برای "Wei" ، قرستاد.
در سال 238 ميلادی ، دانگچئون توانست با "Wei" ، برای نابودی خانواده "Gongsun" و از بين بردن نفوذ آنها بر شبه جزيره "Liaodong" و ساير نواحی مرزی گوگوریو هم پيمان شود. دانگچئون در سال 242 ميلادی ، يک ارتش برای حمله به قلعه يودانگ فرستاد و خاک گوگوریو را با موفقيت گسترش داد.
جنگ عليه "Gongsun" با موفقيت همراه بود ، اما متحد گوگوریو ، "Wei"، سرانجام به يک تهديد جديد تبديل شد ، و دانگچئون دستور حمله به "Wei" را صادر کرد . "Wei" يک نيروی 10,000 نفری را برای حمله به گوگوریو فرستاد و پايتخت آن، "Hwando"، را تصرف کرد (مثل امپراطور بادها که قصر تسخیر شد) و دانگچئون مجبور شد تا پايتخت را به صورت موقت در سال 247 ميلادی به "Pyongyang" منتقل کند. از "Pyongyang" ، دانگچئون به مقابله با نيروهای "Wei" پرداخت و توانست سرزمينهای اشغال شده را پس بگيرد.(مثل امپراطور دائه موسین)
درآن هنگام ، يک ژنرال گوگوریو ، به نام Yu Yu ، به اردوگاه "Wei" رفت و فرمانده نادان "Wei" تصور کرد که گوگوریو تصميم به تسليم شدن گرفته است. "Yu Yu" از فرصت بدست آمده استفاده کرد و فرمانده را به قتل رساند و سپس خودکشی کرد ، که سبب اختلاف و آشفتگی بزرگی در ميان ارتش "Wei" شد. وقتی که خبر مرگ "Yu Yu" به پادشاه دانگچئون رسيد ، او دستور داد که يک بنای يادبود برای "Yu Yu" بسازند. سپس او ارتش را رهبری کرد و به نيروهای "Wei" ، حمله کرد و به آنها فشار آورد تا از خاک گوگوریو خارج شوند. ژنرال Mil U و Yu Okg نيروهای "Wei" را مجبور به عقب نشينی کردند . نيروهای گوگوريو در اين جنگ پيروز شدند و توانستند تمام سرزمينهايي اشغالی را باز پس بگيرند.
در سال 247 ميلادی ، پادشاه دانگچئون ، پسرش "Yeonbul" را به عنوان وليعهد و جانشين خود معرفی کرد. او در سال 245 ميلادی به سيلا ، يکی ديگر از سه امپراطوری کره در جنوب ،حمله کرد ، اما در سال 248 ميلادی با سيلا صلح کرد.
مرگ و جانشين
دانگچئون در سال 248 ميلادی ، پس از 22 سال حکومت در اثر بيماری در گذشت. گفته شده که قبر او در جنوب استان “Pyongan”، نزديک "Pyongyang"، واقع در کره شمالی می باشد. آمده است که دانگچئون بسيار محبوب بوده ، بطوريکه تعداد زيادی از مردم در مراسم تدفين او شرکت کردند. وليعهد "Yeon-Bul"، بلافاصله پس از مرگ پدرش به سلطنت رسيد و پادشاه جونگچئون ، گرديد.

پادشاه سانسانگ

پادشاه سانسانگ (227-197 ميلادی) ، دهمين امپراطور گوگوريو ، شمالی ترين در ميان سه امپراطوری کره ، بود. او سومين پسر هشتمين فرمانروا ، پادشاه سیندائه و برادر کوچکتر نهمين فرمانروا ، پادشاه گگوکچئون ، که بدون وارث فوت کرد ، بود.

سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی
به محض مرگ گگوکچئون ، ملکه او ، بانو "U" ، از ادعای سانسانگ برای رسيدن به پادشاهی حمايت کرد و او را بر تخت نشاند. پس از آن ، او ملکه سانسانگ شد. اين موضوع نمايان ساخت که سنت ازدواج مرد ، با زن برادر متوفای خود در گوگوريو هنوز صورت می پذيرفت ، اما گذشته از اين ، قدرت بانو"U" را در دربار سلطنتی نشان داد.
بالگی ، برادر بزرگتر سانسانگ ، نيروهای شورشی را رهبری کرد و به پايتخت حمله کرد. سانسانگ ، برادر کوچکتر خود ،"Gyesu "، را برای مقابله با نيروهای شورشی فرستاد و بالگی مجبور شد خود کشی کند. پس از آن ، سانسانگ به سلسله هان چين به دليل همدستی آنها در اين شورش حمله کرد. گفته شده است که او ، در سال 209 ميلادی ، پايتخت را به "Jain" منتقل کرد.گرچه بعضی از محققين در تاريخ آن ترديد دارند. در سال 217 ميلادی، او به هزاران خانواده از منطقه "Liaodong" پناهندگی داد و آنها را پذيرفت.
جانشين
در يازدهمين ماه از سال 208 ميلادی ، پادشاه در هنگام شکار ، گراز نری را تعقيب کرد تا اينکه به روستايی در منطقه "Jutongchon" رسيد ، او در آن مکان با زن جوانی ملاقات کرد و يک روز را با او گذراند. ملکه در مورد اين موضوع شنيد و سعی کرد تا او را بکشد ، ولی موفق نشد. آن زن ، پسری به دنيا آورد و ملکه دوم شد. آن پسر در سال 213 ميلادی وليعهد شد و بعدا " پادشاه دانگچئون گرديد.
سانسانگ ، پس از 31 سال فرمانروايی در سال 227 ميلادی فوت کرد ، او را در محلی به نام "Sansang-neung" دفن کردند.

پادشاه گگوکچئون

پادشاه گگوکچئون (۱97-179 ميلادی) ، نهمين امپراطور گوگوریو ، شمالی ترين در ميان سه امپراطوری کره ، بود.
سابقه و حکومت
گگوکچئون ، دومين پسر هشتمين پادشاه گوگوریو ، سيندائه بود. با وجود اينکه برادر بزرگتر او ، "(Go Balgi" ، وليعهد اصلی بود ، صاحب منصبان دربار از گگوکچئون حمايت کردند ، اودر سال 176 ميلادی وليعهد شد.
در سال 180 ميلادی ، گگوکچئون با بانو "U" ، دختر "U So" از "Jena-bu" ، جهت نيرومندتر کردن قدرت مرکزی ، ازدواج کرد. بانو "U" بعد از مرگ همسرش ، با برادر گگوکچئون ، پادشاه سانسانگ ، ازدواج کرد و ملکه باقی ماند. در مدت سلطنت او ، پنج قبيله قدرتمند منطقه که "بو" ناميده می شدند ، به بخشهايی از امپراطوری مرکزی تبدیل شدند و یاغیان نيز توسط حکومت اشرافی سرکوب گرديدند.
در سال 182 ميلادی ، گگوکچئون ، پرنس “Gye-Su” را برای مقابله با نيروهای مهاجم چينی سلسله هان ، که از طرف فرماندار “Liaodong” اعزام شده بودند ، فرستاد. با وجود اينکه پرنس “Gye-Su” توانسته بود ، جلوی ارتش دشمن را بگيرد ، پادشاه گگوکچئون در سال 184 ميلادی ، رهبری ارتش را مستقيما" برای مقابله با تهاجم نيروهای هان بر عهده گرفت. در سال 191 ميلادی ، پادشاه گگوکچئون سيستم “meritocratic” را برای انتخاب صاحب منصبان دولت ، پياده کرد. در نتيجه اين تصميم او ، تعداد زيادی از افراد با استعداد در سرتاسر گوگوريو کشف شدند ، که مشهورترين آنها "Eul Pa-So " بود. او توانست به مقام وزير اعظم دست پيدا کند.
بر اساس متون کهن سامگوک ساگی گفته شده است که ،روزی در سال 194 ميلادی ، گگوکچئون به شکار رفت و با يک روستای قحطی زده روبرو شد. او مقداری از لباسها و غذایس را به یکی از روستاييها داد و احساس کرد که او مسئول درد و محنت آن مردم می باشد. گگوکچئون ، برای اصلاح و بهیود زندگی کشاورزان و روستائيان در امپراطوری اقدام کرد. Jindaebup
Jindaebup، يک سيسنم قرض کردن حبوبات می باشد که توسط گگوکچئون ، در سال 194 ميلادی وضع گرديد. بر اساس اين سيتم مردم می توانستند که از ماه مارس تا جولای ، حبوبات قرض بگيرند و در ماه اکتبر قرض خود را پرداخت کنند.اين سيستم در طول سلسله چوسان “Hwangok” ادامه پيدا کرد.
مرگ و جانشين
هرچند مخالفت ها با تغيير جانشينی از پدر فرزند به برادر به خاطر ارشديت افزايش پيدا کرد. اما او بواسطه برادرش سانسانگ ، موفق به انجام اين کار شد. نام پس از مرگ او ، گگوکچئون وون ، برگفته از محل دفن او می باشد.

پادشاه سیندائه

پادشاه سیندائه (179-165 ميلادی)، هشتمين امپراطور گوگوريو ، شمالی ترين در ميان سه 
امپراطوری کره، بود. بر طبق نوشته های سامگوک ساگی، سيندائه برادر ناتنی ششمين 
فرمانروا، پادشاه تائجو ، و هفتمين فرمانروا، پادشاه چادائه ، بود. ساير نوشته ها، 
او را پسر تائجو يا چادائه معرفی کرده اند.
او در دوران خشن چادائه، گوشه انزوا در کوهستان را اختيار کرد و آرام ماند. بعد از 
قتل چادائه بدست "Myeongnim Dap-bu"، صاحب منصبان دربار از سيندائه دعوت کردند تا 
بر تخت سلطنت بنشيند. در آن هنگام او 77 ساله بود. سامگوک يوسا بيان می کند که او 
شخصا تائجو و چادائه را به قتل رساند تا پادشاه شد.
او سعی کرد با وارد کردن پسر چادائه و ساير مخالفانش به حکومت، دربار را تثبيت کند.
او برای قدرتمند کردن خانواده سلطنتی، پست وزير اعظم را ايجاد کرد و "Myeongnim
Dap-bu" را به اين مقام، منصوب کرد.
در سال 169 و 172 ميلادی، گوگوريو مورد حمله چينيها قرار گرفت، اما به صورت موفقيت 
آميزی در برابر آنها مقاومت کردند. گوگوريو به "Xianbei" پيوست و به نواحی "Yuju" و 
"Byeongju" از سلسله هان چين، حمله کرد،اما اتحاد آنها پيروزی بزرگی را به ارمغان 
نياورد. هان در 11 امين ماه از سال 172 ميلادی به گوگوريو حمله کرد، اما توسط ارتش 
"Myeongnim Dap-bu" در "Jwa-Won" شکست خورد.
در سال 176 ميلادی، او دومين پسرش (پادشاه گگوکچئون) را به عنوان وليعهد معرفی کرد.
سيندائه در دوازدهمين ماه از سال 179 ميلادی در سن 91 سالگی درگذشت

پادشاه چادائه


پادشاه چادائه (۱۶۵-۱۴۶ ميلادی)، هفتمين امپراطور گوگوريو ، شمالی ترين در ميان سه 
امپراطوری کره، بود.

سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی

بر اساس کتاب سامگوک ساگی، او جوانترين برادر پادشاه سابق، تائجو بزرگ بود. گفته 
شده، او شجاع و ظالم بوده است.
در طول حکومت برادرش، چادائه به طور موفقيت آميزی حمله سلسله هان چين را دفع کرد و 
در دربار گوگوريو، صاحب قدرت شد. او سرانجام پس از حذف مخالفان خود، شامل "U BO" و 
"Go Bok-jang"، تاج وتخت را از تائجو، که احتمالا" مجبور به کناره گيری شده بود، 
دريافت کرد.

حکومت

چادائه، حتی پس از رسيدن به حکومت به تثبيت قدرت خود ادامه داد. در سومين سال 
حکومتش، به دستور او دو پسر تائجو کشته شدند. او يکی از برادرانش را مجبور به 
خودکشی کرد و جوانترين برادرش، Baekgo(پادشاه سیندائه) ، را اذيت و آزار می کرد .
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، پيروی چندين حادثه طبيعی و ناآرامی عمومی، او توسط وزيرش 
"Myeongnim Dap-bu" کشته شد. مطابق سامگوک يوسا، فرمانروای بعدی، پادشاه سیندائه، 
تائجو و چادائه را به قتل رساند

پادشاه تائجو

پادشاه تائجو (146-53 میلادی)، ششمین امپراطور گوگوریو ، شمالی ترین در میان سه 
امپراطوری کره، بود. در بعضی از مواقع از او با نام پادشاه تائجو بزرگ نام برده شده 
است. او پس از قتل پادشاه موبون به سلطنت رسید. در دوران حکومت پادشاه تائجو، بر 
قلمرو گوگوریو افزوده شد و او یک حکومت مرکزی در امپراطوری ایجاد کرد. دوران حکومت 
93 ساله او به نظر می رسد، دومین حکومت طولانی (از نظر مدت فرمانروایی) در میان 
پادشاهان جهان است.

سابقه

تائجو، نوه دومین فرمانروای گوگوریو، پادشاه یوری ، بود. او پسر "Jaesa" ، رئیس 
خاندان “Go” از دودمان “Kyeru”، یکی از 5 خانواده قدرتمند در دربار سلطنتی، و مادر 
او اهل بویو بود.
گرچه، موبان منفور، پسرش را بعنوان ولیعهد معرفی کرده بود، بعد از مرگ او در سال 53 
میلادی، دربار گوگوریو "Jaesa" را بعنوان پادشاه بعدی کاندید کردن. گفته شده به 
خاطر سن بالا، "Jaesa" پیشنهاد آنها را رد کرد، و پسر هفت ساله او "Gung"، پادشاه 
شد. ملکه بیوه به عنوان نایب السلطنه شاه جوان فعالیت نمود.

توسعه و تمرکز

پادشاه تائجو درطی اولين سال حکومتش، امپراطوری را با تبديل کردن 5 قبيله به 5 
ايالت که توسط يک حکمران، که از ميان يکی از قبايل انتخاب می شد و تحت نظارت مستقيم 
پادشاه بود و بر آنها حکومت می کرد، متمرکز کرد. بدين وسيله او اساس کنترل و نظارت 
خانواده سلطنتی بر کليه امور نظامی، اقتصادی و سياسی را بنا نهاد.
پادشاه تائجو در سال 56 ميلادی ايالتهای شرقی اوکجی، 68 ميلادی "Galsa" و 72 ميلادی 
"Jona" و 74 ميلادی “Juna” را تصرف کرد. او جهت انجام امور حکومتی در مرکز، افرادی 
را از تمام کشور جذب نمود و برای قدرتمند کردن نظارت خانواده سلطنتی در سرتاسر کشور 
مسافرت کرد.
او چندين بار با سلسله هان چين جنگيد و تجارت بين لی لانگ و هان را قطع نمود. در 
سال 55 ميلادی، او دستور ساخت يک قلعه نظامی را در ناحيه "Liaodong" را صادر کرد.
پادشاه تائجو در سالهای 105، 111 و 118 ميلادی به مناطق مرزی چين حمله کرد. در سال 
122 ميلادی، او با اتحاديه ماهان، در مرکز کره، و قبيله همسايه، Yemaek ، جهت حمله 
به "Liaodong" پيمان بست. پادشاه تائجو با مهارت کشور گوگوريو را توسعه داد، او در 
سال 146 ميلادی اقدام به يک حمله بزرگ ديگر کرد.

مرگ

در 94امين سال حکومت پادشاه تائجو، برادر جوانتر تائجو،"Suseong"، به سلطنت رسيد و 
پادشاه چادائه گرديد. گرچه مطالب بيشتری در سامگوک ساگی يافت نشده،اما بر اساس 
سامگوک يوسا، چادائه طولی نکشيد که توسط 2 پسر تائجو کشته شد.فرمانروای بعدی، 
پادشاه سیندائه، برادر جوانتر و ناتنی تائجو و چادائه، در سال 165 ميلادی 2 برادرش 
را به قتل رساند.
بر طبق سامگوک ساگی و سامگوک يوسا، تائجو در سن 119 سالگی فوت کرد. بعد از 93 سال 
فرمانروايی، از او به عنوان پادشاهی که طولانی ترين طول عمر و حکومت را در تاريخ 
کره کرده، ياد میشود

پادشاه موبون

پادشاه موبون (53-48 میلادی)، پنجمین امپراطور گوگوریو ، شمالی ترین در میان سه 
امپراطوری کره، بود.
بر طبق کتاب سامگوک ساگی ، تاریخچه سه امپراطوری کره در قرن 12، موبون بزرگترین پسر 
سومین پادشاه گوگوریو ، پادشاه دائموسین بود. گرچه، موبون در هنگام مرگ دائموسین 
ولیعهد بود، به علت جوان بودن ، برادر کوچکتر دائموسین به سلطنت رسید. موبون بعد از 
مرگ مینجانگ، پادشاه شد.
هرچند، در کتاب سامگوک یوسا، از موبون به عنوان برادر بزرگتر مینجانگ نام برده شده 
است. برطبق نوشته های کتاب سامگوک ساگی ، موبون دارای شخصیتی خشن و خودسر بود. او 
خشم مردم معمولی را برانگیخت. در سال 49 میلادی، او به کشور هان چندین بار حمله 
کرد، اما بعد از آن با هان یک معاهده امضاء کرد.
پادشاه موبون توسط یکی از صاحب منصان دربار به نام "Duro" کشته شد. او در "موبون 
ون" دفن شده است.
پادشاه موبون، پسرش "Ik" را به عنوان ولیعهد معرفی کرده بود. اما پس از مرگ او ، 
منازعاتی برای رسیدن به قدرت و تاج وتخت ایحاد شد. بعضی از محققان معتقد هستند که 
موبون، آخرین نفر از نسل “Hae” بود که توسط دومین امپراطور گوگوریو، یوری بنا نهاده 
شده بود و ششمین پادشاه، تائجو سلسله "Go" را ایجاد کرد. با عطف به گذشته ، دودمان 
"Go" را با موسس گوگوریو، پادشاه جومونگ مرتبط دانسته اند

چند تصوير




پيدا كردن مقبره يكي از پادشاهان


وسعت قلمرو هان




پادشاه مینجانگ

پادشاه مینجانگ (48-44 میلادی)، چهارمین امپراطور گوگوریو ، شمالی ترین در میان سه 
امپراطوری کره، بود.

سابقه

برطبق کتاب سامگوک ساگی، پادشاه مینجانگ برادر کوچکتر پادشاه دائموسین و پنجمین و 
کوچکترین پسر دومین پادشاه گوگوریو، یوری ، بود. او بدلیل اینکه ولیعهد، برادرزاده 
او و پسر پادشاه دائموسین (Hae U) ، جوان بود به سلطنت رسید.
اگر چه، بر طبق کتاب سامگوک یوسا، مینجانگ پسر پادشاه دائموسین و برادر کوچکتر 
پادشاه موبون(Hae U) بود.

حکومت

گرچه، دوران فرمانروایی مینجانگ، طولانی نبود، اما او توانست از نبردهای نظامی 
اجتناب کند و آرامش را در بیشتر امپراطوری حفظ کند.
دوران حکومت او با چندین حادثه بد طبیعی مشخص شده است. در دومین سال حکومت مینجانگ، 
سیلی در استانهای شرقی رخ داد که موجب شد تا تعدادی از مردم خانه های خود را از دست 
بدهند و دچار قحطی شوند. با دیدن این وضعیت، مینجانگ، دستور داد تا در انبارهای غذا 
را باز کنند و مواد غذایی را به طور مساوی در میان مردم توزیع کنند
در چهارمین سال حکومت او، مینجانگ یک غار سنگی، در ناحیه ای در غرب امپراطوری، ساخت 
و گفته شده است که او در آن بعد از یک شکار طولانی استراحت می کرده است.

مرگ

در سال 48 میلادی، بعد از 5 سال حکومت، مینجانگ، مریض شد و درگذشت. در بستر مرگ، او 
درخواست کرد تا او را در مکانی که در آن استراحت می کرده است، دفن کنند و افراد او 
خواسته او را برآورده کردند. او در غار سنگی در "Minjung-won"، دفن گردید، بدین 
گونه از او پس از مرگ با نام مینجانگ، یاد میشود

مترجمين آريايي

زندگينامه ي هيوپ بو (وزير ارشد جومونگ)

زندگينامه ي هيوپ بو (وزير ارشد جومونگ)

مترجمين آريايي

هيوپ بو يکي از ژنرال هاي قوي ارتش جومونگ بود که 3 سال بعد تاسيس گوگوريو وزير ميشه ولي باز هم در جنگ ها شرکت ميکرده هيوپ بو 11 تا زن داشته و بچه هاي بسياري (خود تاريخ هم امار دقيقي نداره) ولي موقع جنگ خط دفاعي اول جنگ رو پسر هاي هيوپ بو درست ميکردن, هيوپ بو از جواني به جومونگ کمک کرد و در سن 50 سالگي هم در قصر گوگوريو شورشي ميشه که هيوپ بود با فدا کردن جون خودش جون پادشاه رو نجات ميده. مقبره ي پنجم کنار قبر جومونگ سمت راست ضلع جنوبي مال هيوپ بوست . طول قبر 3 متر و عرض 1 متر. من نميدونم جزو کدوم نسل از انسان هاي اوليه بوده ولي خيلي قوي بوده. اطلاعات زيادي از هيوپ بو در دسترس نيست در کل 20 جنگ شرکت کرد که 16 تاي اون پيروزي بود
در زمان حکومت پادشاه گوموا پادشاه کشور بويو محافظ امپراطور و ملکه بوده و در قصر جزو نفرات اول به حساب ميومده. با يوري ميونه ي زياد خوبي نداشت و بعد از مرگ جومونگ يک فرد معمولي به حساب ميومده و يوري اختياراتي بهش نداده بوده. پسر اول يوري محافظ درجه 1 يوري ميشه و اون هم بعد از مرگ يوري راهي کوه و بيابون ميشه و مقام خودش رو ول ميکنه . در زمان امپراطوري موه يول به قصر برميگرده و به موه يول کمک بزرگي در شکست ناک رانگ ميکنه و بعد ميميره.

ژنرال هه موسو


ژنرال هه موسو

مترجمين آريايي.

پدر جومونگ کبير ژنرال هه موسو نام داشت. تو کتاب سامگوک تو جلد اول نوشته شده که هه موسو در 30 قبل ميلاد مسيح بدنيا اومده (البته تاريخ کره 500 ساله است و من نميدونم اينها تاريخ دان از کجا اوردن ولي ديگه حالا....) و در سن 12 سالگي پدرش اسير ملت هان ميشه و کشور و مردمش که از چوسان بودن همشون برده ميشن و نه بويو نه تاکنه هيچ کدوم قبول نميکنن که مردم چوسان رو پناهنده کنن و هه موسو از 15 سالگي تصميم ميگيره که يک جنگجو بشه و ملتش رو نجات بده. در سن 20 سالگي در جنگل با يک جواني جنگ ميکنه که اون جوان رو چند بار شکست ميده و بعد جوان به هه موسو ميگه که تا حالا من جنگجويي مثل تو نديده بودم و هر چه بخواهي من بهت ميدم. بعد هه موسو هم ميگه تو يک اشرافي هستي به من چند تا شمشير بده. جوان وليعهد بويو يوده پادشاه گوموا. از اونجا دوستي بين گوموا و هه موسو شکل ميگيره که بعد از اينکه هه موسو اهداف والاي خودش رو به گوموا ميگه با هم هم قسم ميشن که هان رو به خاک بکشن و جنگ هاي بسياري که با هم ميکنن.
هه موسو در 5 قبل مسيح توسط هان دستگير و کور ميشه و بعد مدتها فرار ميکنه که در 5 بعد ميلاد مسيح تسو وليعهد بويو با يک لشکر بزگ به دشت کارتان (کارتان به معناي جنگجوي بزرگ, چون هه موسو در اون دشت کشته شده بهش ميگن کارتان) و هه موسو رو از پا در مياره که تهديد بزرگ براي بويو از بين ميره و امپراطور گوموا به مدت 9 سال تسو رو به قلعه ي مرزي ميفرسته که بعد 9 سال جنگ بزرگي بين هان و بويو شکل ميگيره که تسو بويو رو نجات ميده و دوباره مقام وليعهدي به تسو برميگرده و هه موسو به تاريخ مي

نخستین پزشک زن سلطنتی در تاریخ کره

یانگوم (کره*ای: 장금, هانجا: 長今، تلفظ: یانگ گئوم) نخستین پزشک زن سلطنتی در تاریخ کره است. نام این شخصیت که در قرن شانزدهم میلادی زندگی می*کرده است، هفت بار در اسناد پادشاهی یوسون آمده*است، آن*طور که از این نوشته*های مبهم بر می*آید او با دانش پزشکی خود پادشاه جان*گیونگ را مبهوت ساخته و پزشک ویژه پادشاه و خانواده*اش شده بود. 
یانگوم سومین مقام برتر دربار کره را به*دست آورده بود و به لقب «دائه» (بزرگ) مفتخر گشته*بود. هنوز هم برخی از تاریخ*دانان در مورد این*که یانگوم شخصیتی واقعی بوده و یا این نام فقط عنوانی بوده که به اشخاص خاصی اعطا می*شده، تردید دارند.
اگر او یک شخصیت واقعی باشد، به این معناست که هنوز شخص دیگر به جایگاهی که او به*عنوان پزشک زن امپراتور به دست آورده بود، نرسیده*است.

نام یانگوم در «مجله رسمی پزشکی امپراتوری یوسون» آمده است.

زندگينامه ي شاه تسو

زندگينامه ي شاه تسو (پادشاه کشور 500 ساله ي بويو)

مترجمین آریایی

تسو پسر دوم پادشاه گوموا از زن اول پادشاه گوموا بود. تسو 95 سال زندگي کرد و پادشاهي خودش رو بزرگ تر از تمام پادشاهي ها کرده بود.
دائه شو پسر بزرگ گوموا که وليعهد کشور بويو بود تو سن 20 سالگي در جنگ بويو و هان کشته ميشه و تسو که پسر دوم گوموا بوده وليعهد ميشه. تسو ادم مغرور و زرنگي بوده. تو هنر هاي رزمي فوق الاده سريع و بي نظير بود. استاد تسو بهترين دوست پدرش يعني ژنرال هه موسو بود و بعد از هه موسو گوموا خودش به تسو هنر هاي رزمي رو ياد داد. تسو جنگ هاي بيشماري براي بويو انجام داد که تمامش با موفقييت همراه بود تسو يک برادر ناتني به نام جومونگ هم داشت که اتفاقاتي که ميوفته (خيلي طولاني هستش) باعث ميشه جومونگ از بويو فرار کنه و گروهي تشکيل بده و اين گروه رو به يک کشور تبديل کنه. تسو تو سن 35 سالگي تاج و تخت رو در وضعييتي از گوموا تحويل ميگيره که پدرش هنوز زنده بود و بويو تو خشک سالي داشت نابود ميشد و کل کشور داشت نابود ميشد, تسو براي اينکه مردم کشورش به هلاکت نرسن با دختر وزير اعظم کشور هان عروسي ميکنه و با اين کار باعث ميشه کلي مواد خوردني و اشاميدني وارد بويو بشه از طرف هان و مردم زندگي عادي خودشون رو ادامه بدن, تسو که اصلا از قوم هان خوشش نميومد هيچ گاه جنگ هاي مشترکي رو با هان شروع نکرد و جايي رو تصرف نکردن ولي چون تسو زرگ و هوشيار بود تمام مکان هايي که هان دست دوستي با قبيله هاي همسايه داده بود رو کاري ميکرد که هان نظر دوستي رو از اون منطقه برداره و خود تسو به اون مکان حمله ميکرد و اون مکان رو جزو خاک خودش ميکرد, تسو عقيده داشت هر کسي صاحب فکر و اعتقادات خاص خودش است و بخاطر همين پادشاه اون کشور رو وزير اعظم توي دربار ميکرد و پادشاهان اون کشور رو نميکشت و سربازان اون کشور هم با کمال ميل به تسو خدمت ميکردن اين کشور گشايي تا حدي جلو رفت که تسو کشور خودش يعني بويو رو تا 7 برابر بزرگ تر کرده بود و نام و اوازه ي تسو تا دور دست ها رفته بود. تسو رفته رفته پير تر ميشد و فکر نگه داشتن اب و خاک اون رو پريشون کرده بود. تسو فقط به چند نفر اعتماد داشت (1:برادرش يونگ پو. 2: تک راک : کسي که تسو اون رو مسئول اموزش گروه مهم و بزرگي کرده بود که اون گروه وظيفشون جاسوسي و در موقع جنگ هم تکاور هاي خوبي بودن. 3: ناوريا : محافظ ارشد تسو کسي که تسو بهش خيلي اعتماد داشت 4: مادرش) بعد از اينکه يونگ پو يک شب فکر خيانت به تسو رو ميکنه شبونه حمله ميکنه که تسو و زن تسو رو بکشه ولي نارويا با فدا کردن جون خودش مانع کشتن تسو ميشه و تسو يونگ پو رو ميکشه و زن يونگ رو ميکشه و وقتي تسو ميخواست پسر يونگ پو رو بکشه پسر کوچيک يونگ پو به تسو کلمه ي پدر رو ميگه. تسو صاحب بچه نميشده و وقتي دائه جين (دوجين) به تسو پدر ميگه تسو اون رو به گروه بزرگ تک راک ميفرسته تا اموزش هاي لازم رو براي يک جنگجو شدن ببينه. نارويا کشته شده بود و پسر نارويا جايگزين خود نارويا شده بود . محافظ دلير و شجاع. وقتي که مادر تسو ميميره تسو خودش رو خيلي تنها احساس ميکنه و همه اش فکر ميکنه که ميخوان کشور رو از چنگش در بيارن. تسو تو 70 دچار پريشوني شديدي ميشه. محافظ جديد تسو که پسر نارويا بوده چشم ديدن کساني رو نداشت که خودشون رو تو نظر تسو عزيز ميکنن و طي اقدامي تک راک بهترين دوست تسو رو جاسوس جلوه ميده و کاري ميکنه که تک راک توسط دوجين کشته بشه. دوجين کسي بود که 20 سال اط خود تک راک اموزش رزمي ديده بود. بعد از کشته شدن تک راک اموزش گروه بزرگ به دوجين سپرده ميشه و دوجين به قصر مياد. خيال تسو کمي اسوده ميشه ولي محافظ تسو از دوجين خوشش نميومده چون دوجين خيلي تو نظر تسو عزيز بود. دوجين بعد از رو کردن دست محافظ تسو کاري ميکنه که محافظ تسو اعدام بشه و بي گناه بودن تک راک اعلام بشه . تسو مريض تر از قبل ميشه و فقط به دوجين اعتماد داشته. تسو تو سال هاي حکومتش موفق ميشه که هه موسو. جومونگ و يوري رو بکشه ولي نوه ي جومونگ کسي به نام موه يول کسي بود که سرانجام موفق شد جلوي تسو رو بگيره. موه يول موفق شد 9 سال تو گروه بزرگ و مخفي تسو اموزش ببينه و وقتي به درجه ي بالا رسيد اسناد مهم کشور دستش اومد و راه هاي نفوذ به قصر رو ياد گرفت و بعد از 9 سال گروه بزرگ رو ترک کرد و به گوگوريو برگشت و خودش رو اماده ي جنگ با بويو کرد . تسو اولين جنگ رو با رهبري خودش پيروز ميشه. ارابه هايي که تسو اختراع کرده بود کل سربازان گوگوريو از وسط قيچي ميکرد . در جنگ دوم موه يول که فوق الاده زرنگ بود جلوي ارابه هارو ميگيره و دوجين رو شکست ميده. در جنگ سوم به تسو نامه اي ميفرسته که من در فلان داريخ در فلان مکان منتظر تو هستم. کل ازتش گوگوريو در اون تاريخ در اون مکان اماده ي جنگ ميشن ولي حدود 200 نفر از ارتش موه يول همراه او از پشت قصر وارد ميشن و وقتي که دوجين در جنگ بود وارد قصر ميشن و کل سربازان قصر رو ميکشن و کنترل قصر رو در دست ميگيرن. تسو 95 ساله مقابل موه يول 35 ساله نشسته بود . موه يول نميخواست تسو رو بکشه چون اداره کردن کشوري که 4 برابر گوگوريو بود کار اسوني نبود ولي تسو راضي به همکاري با موه بول نشد و (اخرين گفته ي تسو اين بود که . من تونستم پدر پدر بزرگ تورو بکشم. پدر بزرگ تو جومونگ رو بکشم. پدر تورو از پا دربيارم ولي تورو نتونستم . تو پادشاه بزرگي ميشي که به کل دنيا حکومت ميکني) و بعد از گفت اين جمله موه يول توسط شمشير خدايي جومونگ تسو رو ميکشه و تسو رو در بالاي کوه چومو دفن ميکنه. (مقبره ي تسو در بالاي کوه چومو در پيونگ يانگ است)
موفقييت تسو در اين بود که بعد از مرگ پدرش تمام وزير هاي کشور رو ميکشه چون وزيران تمام کسايي بودن که به گوموا خيانت کردن و تسو رو روي تخت نشوندن و تسو بهشون گفت همونجور که به پدرم خيانت کرديد روزي هم به من خيانت ميکنيد. اين کار بزرگ ترين راز پايداري حکومت تسو بود. تسو در سن 95 سالگي کشته ميشه و دوجين هم راهي سرزمين هاي دور که سلسله ي اشکانيان نام داشت.

كره شمالي

جمهوری دموکراتیک خلق کره
조선민주주의인민공화국
کره شمالی
پرچم
شعار ملیملت نیرومند و کامیاب
سرود ملیسرود میهنی
پایتخت
(و بزرگترین شهر)
پیونگ‌یانگ
۳۹°۲′ شمالی ۱۲۵°۴۵′ شرقی
زبان رسمیکره‌ای
نوع حکومتحکومت تک حزبی جوچه
نام حاکمان 
رییس شورای عالی دفاع
رئیس هیأت رئیسه مجمع عالی خلق
نخست وزیر

 • کیم جونگ-اون
 • کیم یونگ-نام
 • چو یونگ-ریم 
مساحت
 - مساحت۱۲۰٬۵۴۰کیلومتر مربع (۹۸ام)
 - آب‌ها (٪)۴٫۸۷
جمعیت
 - سرشماری۲۴٬۰۵۲٬۰۰۰ 
(۵۱ام)
 - تراکم جمعیت۱۹۸‎/km۲‏ (۵۵ام)
تولید ناخالص داخلی(تخمین ۲۰۰۸)
 - مجموع۳۲ میلیارد دلار (۹۴ام)
 - سرانه۱٬۹۰۰ دلار (۱۵۴ ام)
شاخص توسعه انسانی (۲۰۰۶)۰٫۷۶۶ (بالا) (۷۵ام)
واحد پولون (KPW)
منطقه زمانیUTC (ساعت جهانی+۹)
 - تابستانی (DST)CEST (ساعت جهانی)
دامنه اینترنتی.kp
پیش‌شماره تلفنی+۸۵۰

کره جنوبی

جمهوری کره
대한민국
کره جنوبی
پرچم
شعار ملی널리 인간 세계를 이롭게 하라
به تمامی انسان‌ها فایده برسانید
سرود ملیAegukga
پایتخت
(و بزرگترین شهر)
سئول
۳۷°۳۵′ شمالی ۱۲۷°۰′ شرقی
زبان رسمیکره‌ای
نوع حکومتجمهوری
نام حاکمان 
• رئیس جمهور
• نخست وزیر

پاک کوئن های
کین مال-کوم 
مساحت
 - مساحت۹۹٬۶۴۶کیلومتر مربع (۱۶۸ام)
 - آب‌ها (٪)۰٫۳
جمعیت
 - سرشماری۴۹٬۰۲۴٬۷۳۷ 
(۱۰۸ام)
 - تراکم جمعیت۴۸۰‎/km۲‏ (۱۹ام)
تولید ناخالص داخلی(تخمین ۲۰۰۶)
 - مجموع۱٫۱۹۶ بیلیون دلار (یازدهم)
 - سرانه۲۴٬۵۰۰ دلار (۳۴ ام)
شاخص توسعه انسانی (۲۰۰۶)۰٫۹۱۲ (بالا) (۲۶ام)
واحد پولوون (₩) (KRW)
منطقه زمانیUTC (ساعت جهانی+۹)
 - تابستانی (DST)CEST (ساعت جهانی)
دامنه اینترنتی.kr
پیش‌شماره تلفنی+۸۲

هانگول

هانگول (به کره‌ای한글الفبای بومی زبان کره‌ای و الفبای رسمی کره شمالی و کره جنوبی است که مجزا از نویسه‌های لوگوگرافیک هانجامی‌باشد.[۱]

هانگول یک الفبای آوایی است که متشکل از قطعات هجا است. هر قطعه متشکل از حداقل دو حرف از ۲۴ حروف هانگول، همراه با حداقل یکی از ۱۴صامت و ۱۰ مصوت است. این قطعات هجایی را می‌توان افقی از راست به چپ همچنین عمودی از بالا به پائین در ستون‌های از راست به چپ نوشت. در اصل، الفبای هانگول چندین علامت اضافه داشته است.

تاریخچه

تا حدود سال ۱۴۴۳ میلادی زبان کره‌ای با سیستم نگارش چینی که آن را در کره‌ای هانجا (한자/漢字)، معادل هَنزی یا خَنزی در چینی و کانجی درژاپنی می‌نامند، نوشته می‌شد. امّا از آن سال سیستم نگارشی جدیدی به نام هانگول (한글) که مبتنی بر روش الفبائی است به وسیله شاه سِه جُونگ اختراع شد و اکنون این زبان با این نوع الفباء نوشته می‌شود. البته هنوز هم از علائم چینی یا همان هانجاها بصورت تشریفاتی یا در جهت اهداف تحقیقاتی (تاریخی و ادبیات) استفاده می‌شود.

اهمیت و شاید حتّی بشود گُفت قداست این خط(هانگول) در بین مردم کُره به حدی است که در هر دو کره روزی که خط هانگول اختراع شد به نام روز هانگول (در کره جنوبی به نام 한글날 و در روز ۹ اکتبر و در کره شمالی به نام조선글날/朝鮮글날 و در روز ۱۵ ژانویه) تعطیل رسمی است و بدین منظور جشنواره‌های متعددی به خصوص در کره جنوبی برگزار می‌شود.

الفبا

حروف صدادار:ㅏ ㅑ ㅓ ㅕ ㅗ ㅛ ㅜ ㅠ ㅡ ㅣ

ㅏاین حرف صدای آ می دهد.

ㅑصدای یا می دهد

ㅓ این حرف صدایی بین ُ و آ کوتاه می دهد که بیشتر شبیه ُ است.

ㅕ این حرف صدای یُ میدهد که ُ آن مثل حرف قبلی تلفظ می شود

ㅗ این حرف صدای ُ می دهد که کمی به او کوتاه هم شبیه است

ㅛ این حرف صدای یُ میدهد اما ُ آن مثل حرف قبل تلفظ می شود

ㅜ این حرف صدای او کشیده(بلند) می دهد

ㅠ این حرف صدای یو میدهد که حرف و یا او آن مثل حرف قبل تلفظ می شود

ㅡ این حرف صدای او کوتاه میدهد

ㅣاین حرف صدای ای کشیده(بلند) میدهد

حروف بی صدا: ㄱ ㄴ ㄷ ㄹ ㅁ ㅂ ㅅ ㅇ ㅈ ㅊ ㅋ ㅌ ㅍ ㅎ ㄱ این حرف صدای ک یا گ میدهد البته همراه با کلمه صدایش یعنی مثل این است که ما در زبان فارسی به ا به تنهایی می گوییم الف اما در هنگام کلمه مثل آب می گوییم آ

ㄴصدای ن میدهد.

ㄷصدای ت یا د میدهد

ㄹ صدای ر یا ل میدهد.

ㅁ صدای م میدهد

ㅂ این کلمه صدای ب یا پ می دهد

ㅅ این کلمه صدای س و ش می دهد

ㅇ این کلمه صدایی ندارد البته اول کلمه ولی در وسط کلمه خیر.

ㅈ این حرف صدای چ یا ج میدهد

ㅊاین حرف فقط صدای چ میدهد

ㅋ این حرف صدای ک میدهد

ㅌ این حرف صدای ت میدهد

ㅍ این حرف صدای پ میدهد

ㅎ این حرف صدای ه میدهد

نگارخانه

پادشاه دائموسین(موهیول)

پادشاه دائموسین(موهیول)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

موهیول (۴۴-۱۸ میلادی)، سومین امپراطور گوگوریو، شمالی‌ترین در میان سه امپراطوری کره، بود. موهیول، به زودی گوگوریو را به سمت یک دوره توسعه ارضی بزرگ، تسخیر چندین کشور کوچک و امپراطوری قدرتمند بویو(دانگ بویو)، سوق داد.

پرنس موهیول، سومین پسر پادشاه یوری و نوه پادشاه جومونگ بود. او در سن ۲۰ سالگی، در سال ۱۴ بعد از میلاد ولیعهد گوگوریو شد و مدتی بعد، پس از مرگ پدرش، به سلطنت رسید. او در "Daesuchonwon" دفن شده بود.

موهیول، حکومت مرکزی گوگوریو را قوی کرد و قلمرو گوگوریو را گسترش داد. او در سال ۲۳ میلادی، بویو (دانگ بویو) را ضمیمه کشور گوگوریو کرد و پادشاه آن "Daeso"یا تسو، را کشت. موهیول، در سال ۲۶ میلادی «Gaema-guk» و پس از آن «Guda-guk» را تصرف کرد.

پس از دفع حمله چینیها در سال ۲۸ میلادی، او پسرش، پرنس هودونگ، را جهت حمله به مقر فرماندهی "Nangnang«، در سال ۳۲ میلادی فرستادپادشاه نانگ ناگ دو دختر به نام لاهی وجامیونگ داشت که یکی باعث نابودی کشور می شد.پادشاه نانگ نانگ لاهی راکه باعث نا بودی می شد رابه عنوان جانشین خود تعیین کرد وجامیونگ رابه جایی دور افتاده به همراه پسر خدمتکارملکه با قایق فرستاد وپس از مدتها جامیونگ قدرت پیشگویی راتوسط هودونگ به دست می اوردوبه قصر پدرش برمی گردد پادشاه موهیول هودونگ رابه نانگ ناگ برای ازدواج با(لاهی) وبرای گرفتن قصر می فرستدپرنس هودونگ بادخترپادشاه نانگ نانگ (لاهی)ازدواج می کندودراخر هودونگ با اجیر کردن همسرخود(لاهی)برای پاره کردن طبل مقدس (جامیونگ گو)به نانگ نانگ می فرستد وپس از رسیدن به مقبره با کشتن نگهبانان وارد معبدمی شود وپس از جنگ با جامیونگ لاهی طبل را پاره وتوسط پرنده پیغام رابه هودونگ می فرستد وارتش گوگوریو وارد نانگ نانگ شده انجا را تسخیر می کنندوهنوز جامیونگ زنده مونده بود وپس از مدتها موهیول هودونگ را برای کشتن جامیونگ می فرستد.وطی جنگ باشورشی ها اورا دستگیرکرده وشب را کنار دریا می مانند وجامیونگ هودونگ راگول زده .خنجری رادر قلبش فرو می کند وهودونگ زنده می ماند.وهودونگ بادیدن سربازان گوگوریوجامیونگ رابغل کرده وشمشیر را وسط کمر خودوجامیونگ فرو میکند وهردومیمیرندو ..پادشاه دائموسین موهیول،»Nangnang" را در سال ۳۷ میلادی فتح نمود. پادشاه هودوگ پسر بانو یئون یا یون وایونگ بودند که دختر وزیر اعظم بویو(دانگ بویو)بود که دانگوانگ بر اثر ضربه شمشیر کشته شد همسر اول وی پادشاهوهیول و دومین همسر او سردار دوجین بود که خودرادر سن ۲۵سالگی از کوه پرت کردو مرد با مرگ وی که قبل از تسخیر بویو تسو اورا به عنوان ولیعهد قرار داده بود دانگ بویو شرقی سپس تمامی بویو نابود شدو

تصویر جدید

امروزه، از دائموسین به عنوان یک الگو، برای "مانهوا" مشهور و بازی ویدیویی «Nexon: امپراطوری بادهاً، استفاده می‌شود. درام تاریخی »امپراطوری بادهاً نمایش آن در سپتامبر ۲۰۰۸ آغاز شد. این درام درباره "Manhwa"، همانطور که در بالا ذکر شد و شرح زندگی موهیول، پرنس گوگوریو، است که با یک پیشگویی بدنیا آمد. این پیشگویی بیان می‌کرد که موهیول باعث نابودی گوگوریو می‌شود. یوری پدرش به علت فشارهای مردم و سران حکومت مجبور می‌شود او را بکشد ولی حس پدری اش نمی‌گذارد و ظاهراً او را می‌کشد ولی حس پدری این اجازه را نمی‌دهد او را مخفیانه به میان مردم می‌فرستد و تا ۲۰ سالگی موهیول نمی‌دانست که شاهزاده‌است و سختی‌های زیادی کشید و...

پادشاه یوری

پادشاه یوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تاریخ کره
Seosangdae - Hwaseong Fortress - Nighttime - 2008-10-23.JPG

پیش از تاریخ
 دوره جولمون
 دوره میومان
گوجوسان (جوسان کهن) ۲۳۳۳ تا ۱۰۸ ق.م. استان جین
نخستین سه امپراتوری۱۰۸ تا ۵۷ ق.م. بویو ، اوکجه ، دونگایی
 سم‌هانمابایونجین
سه امپراتوری۵۷ ق.م. تا ۶۶۸ میلادی گوگوریو ۳۷ ق.م. تا ۶۶۸ میلادی باکجه ۱۸ ق.م. تا ۶۶۰ میلادی سیلا ۵۷ ق.م. تا ۹۳۵ میلادی گایا ۴۲ تا ۵۶۲استان‌های شمالی-جنوبی۶۹۸ تا ۹۳۵ سیلا متحد ۶۶۸ تا ۹۳۵ بالهایی ۶۹۸ تا ۹۲۶ آخرین سه امپراتوری ۸۹۲ تا ۹۳۵  گوگوریو جدیدباکجه جدیدسیلا
گوریو ۹۱۸ تا ۱۳۹۲جوسان ۱۳۹۲ تا ۱۸۹۷امپراتوری کره ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۰سلطه ژاپن ۱۹۱۰ تا ۱۹۴۵ دولت موقت جمهوری کره ۱۹۱۹ تا ۱۹۴۸
تقسیم کره
 ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸کره شمالی، کره جنوبی ۱۹۴۸–تاکنون جنگ کره ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳

 

پادشاهان کره
گوگوریو

۱- جومونگ ۵۸ ق.م. - ۱۹ ق.م.
۲- یوری ۱۹ ق.م. - ۱۸ میلادی
۳- دائموسین ۱۸-۴۴
۴- مینجانگ ۴۴-۴۸
۵- موبون ۴۸-۵۳
۶- تائجو ۵۳-۱۴۶
۷- چادائه ۱۴۶-۱۶۵
۸- سیندائه ۱۶۵-۱۷۹
۹- گگوکچئون ۱۷۹-۱۹۷
۱۰- سانسانگ ۱۹۷-۲۲۷
۱۱- دانگچئون ۲۲۷-۲۴۸
۱۲- جونگچئون ۲۴۸-۲۷۰
۱۳- سئوچئون ۲۷۰-۲۹۲
۱۴- بنگسانگ ۲۹۲-۳۰۰
۱۵- میچئون ۳۰۰-۳۳۱
۱۶- گگوگوون ۳۳۱-۳۷۱
۱۷- سوسوریم ۳۷۱-۳۸۴
۱۸- گگوگ یانگ ۳۸۴-۳۹۱
۱۹- گوآنگ گائتو بزرگ ۳۹۱-۴۱۳
۲۰- یانگسو ۴۱۳-۴۹۰
۲۱- مونجا میئونگ ۴۹۱-۵۱۹
۲۲- آنجانگ ۵۱۹-۵۳۱
۲۳- آن وون ۵۳۱-۵۴۵
۲۴- یانگ وون ۵۴۵-۵۵۹
۲۵- پیونگ وون ۵۵۹-۵۹۰
۲۶- یئونگ یانگ ۵۹۰-۶۱۸
۲۷- یئونگ نیو ۶۱۸-۶۴۲
۲۸- بوجانگ ۶۴۲-۶۶۸

پادشاه یوری (۱۹ قبل از میلاد - ۱۸ میلادی) دومین فرمانروای گوگوریو، شمالی‌ترین در میان سه امپراطوری کره و بزرگترین پسر پادشاه جومونگ، موسس گوگوریو بود. برخلاف بسیاری از فرمانروایان کهن کره، سرگذشت زندگی او که در کتاب سامگوک ساگی ثبت شده است، بسیار مشهور می‌باشد.

سابقه

یوری پسر پادشاه جومونگ، موسس امپراطوری گوگوریو بود. او همانند پدرش در جایی که او بزرگ شده بود در کنار مادرش بزرگ شد. یوری همراه مادرش، بانویه سویا، در سال ۱۹ قبل از میلاد، برای دیدن پدرش به گوگوریو رفت.

پادشاه جومونگ، یوری را به عنوان ولیعهد گوگوریو معرفی کرد. اونجو و بیریو(پسران سوسونو)، در معرض خطر قرارگرفتند. سوسونو همراه پسرانش گوگوریو را ترک کرد و به سمت جنوب رفت و کشور باکجه را تاسیس نمود، او مدتی بعد در "Michuhol" درگذشت. یوری بعد از مرگ پادشاه جومونگ، پادشاه گوگوریو شد.

سلطنت

یوری، یک پادشاه قدرتمند و جنگجوی موفق توصیف شده‌است. او قبیله "Xiongnu" را در سال ۹ قبل از میلاد، شکست داد. در سال ۳ قبل از میلاد، یوری پایتخت را از قلعه جولبون به قلعهٔ گانگنا منتقل نمود.

همسایه گوگوریو، سلسله هان از چین، توسط وانگ مانگ، موسس سلسله ژین، منقرض گردید.

در سال ۱۲ میلادی، سی و یکمین سال حکومت پادشاه یوری، وانگ مانگ پیکی را به گوگوریو فرستاد و درخواست سرباز و اتحاد جهت غلبه بر "Xiongnu" کرد. شاه یوری درخواست او را نپذیرفت و به جای آن به ژین حمله کرد.

پادشاه یوری ۵ پسر و یک دختر به نام سریو داشت. وی بعد از مرگ بزرگترین پسرش دوجول، هامیونگ را به عنوان ولیعهد معرفی کرد. ولی بعدها یوری برای صلح مصلحتی به بویو می‌رود تا با پادشاه تسو آشتی کند.و همچنین موهیول پسر دیگر یوری در بویو بود و قرار بود که کشته شود به همین خاطر هامیونگ به مرزهای بویو حمله کرد و موهیول را نجات داد وقتی این خبر به گوش تسو رسید.تسو دستور داد تا هامیونگ خودش را جلوی تسو بکشد. و هامیونگ هم نپذیرفت. و دوباره به تسو حمله کرد و بدل تسو را کشت. . بار دیگر تسو دستور داد تا هامیونگ خودش را بکشد وگرنه یوری کشته می‌شود.وهامیونگ هم خودش را جلوی چشمان تسو کشت و پدرش را از مرگ نجات داد.

جانشین

پادشاه یوری در سال ۱۸ میلادی، بعد از ۳۷ سال حکمرانی، درگذشت و موهیول (دائموسین) فرمانروای گوگوریو، گردید.

به قدرت رسیدن شاه یوری

فرضیهٔ اول: پسرجومونگ

نظریه رایج این است که یوری به عنوان پسر پادشاه جومونگ و بانو یه سویا جانشین او گردید. یک توضیح متداول برای تفاوت عنوان پدر و پسر در این است که، عنوان اصلی جومونگ، "Hae" بوده، اما او پس از تاسیس امپراطوریگوگوریو آن را به Go" تغییر داده بود. در کتابهای سامگوک ساگی و سامگوک یوسا به این تغییر عنوان اشاره شده‌است.

فرضیهٔ دوم: غصب تاج و تخت

در مطالعات تازه صورت گرفته، بعضی از تاریخ نویسان، یک سری نظرات، در ارتباط با تاسیس گوگوریو ارائه کردند. آنها فکر می‌کنند که این احتمال وجود دارد که یوری، پسر جومونگ نباشد و فقط یک غاصب تاج و تخت باشد.

نظراتی که منجر به این نتیجه گیری توسط این گروه از تاریخ نویسان شد شامل، مرگ زودهنگام جومونگ، تفاوت عنوان‌ها، رفتار تند یوری نسبت به بعضی از افراد قابل اعتماد جومونگ و تفاوت در روش‌های حکومتی آنها بود.

پادشاه جومونگ، در سن ۴۰ سالگی درگذشت. همچنین تفاوت عنوان‌ها ممکن است به معنی تغییر سلسله از خانواده Go به خانواده Hae باشد.

نکته قابل تامل دیگر، این حقیقت می‌باشد که اغلب افراد مورد اعتماد و نزدیک به جومونگ تبعید و یا مجبور به استعفا شدند. به طور مثال می‌توان از هیوبو نام برد، که در زمره اولین سه پیرو پادشاه جومونگ، برطبق اولین جلدگوگوریو از تاریخچه سه امپراطوری (سامگوک ساگی)، بود. هیوبو، به طور پیوسته با روش پادشاه یوری که پی در پی جهت شکار قصر را ترک می‌کرد، مخالفت می‌ورزید. او با اصرار زیاد از پادشاه در خواست می‌کرد که با دقت بیشتری به مسائل مهم کشوری بپردازد.

اگرچه، خشم یوری افزایش پیدا کرد و هیوبو را مجبور به استعفا نمود، اما این ادعا شاید خنثی شود با اثبات این حقیقت که همه افراد پادشاه جومونگ حذف نشدند. ژنرال بو بان نو و اویی، در بیشتر دوران حکومت پادشاه یوری به گوگوریو خدمت کردند و نقش‌های فعالی را در امپراطوری ایفاد کردند. گوگوریو در زمان حکومت یوری آن سیاست قاطع و گسترده‌ای که در زمان حکومت جومونگ وجود داشت را نتوانست نشان دهد.

نظریهٔ سوم: شمشیر شکسته

آخرین نظریه، به یک شمشر شکسته که در افسانه آمده‌است، اشاره می‌کند. بعضی از مورخین این طور استباط کرده‌اند که، یوری یک قطعه از شمشیر شکسته جومونگ را پیدا کرده و از او جهت فروپاشی حکومت جومونگ و به قدرت رسیدن خود استفاده کرده‌است. روی هم رفته، این حقیقت که جومونگ ۵ ماه پس از رسیدن یوری فوت کرده، دلیل سوء ظن این گروه ار مورخین است.

افسانه جومونگ

افسانه جومونگ
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
افسانه جومونگ
ژانر درام ، تاریخ
فرمت سریال تلویزیونی
ستارگان

سونگ ایل گوک
سونگ جی هایو
کیم سونگ سو

هان های جین

کشور سازنده کره جنوبیپرچم کره جنوبی
زبان‌ها کره‌ای
تعداد قسمت‌ها ۸۱
تولید
مکان‌ها کره

جومونگ (به کره‌ای주몽) سریال تلویزیونی تاریخی است که از آوریل ۲۰۰۶ تا مارس ۲۰۰۷ در شبکه کره‌ای ام‌بی‌سی به نمایش درآمد. این سریال در ایران با نام افسانه جومونگ پخش شده و داستان آن در مورد زندگیجومونگ بنیان‌گذار دودمان گوگوریو است که از ۳۷ پیش از میلاد تا ۶۶۸ میلادی بر منچوری و بخش شمالیشبه‌جزیره کره حکومت می‌کرد.

در ابتدا بنا بود مجموعه در ۷۰ قسمت پخش شود که با استقبال مردم، ام‌بی‌سی آن را به ۸۱ قسمت افزایش داد.

حق پخش تلویزیونی این سریال به قیمت ۸ میلیون دلار در مارس ۲۰۰۶ به شبکه‌های محلی در ژاپن، تایوان، هنگ کنگ، ویتنام، تایلند، سنگاپور، فیلیپین، مالزی و برونئی فروخته شد. این سریال از شبکه AZN در آمریکا به نمایش درآمد. ترجمه‌ی این سریال در ایران تا قسمت نهم مستقیما از زبان کره‌ای صورت گرفت و مابقی قسمت‌ها از روی زیرنویس انگلیسی (با ترجمه‌ی سیما طاهباز) ترجمه شده‌اند.[۱] این سریال ابتدا در ایران از طریق شبکه سهپخش شد و در حال باز پخش از شبکه تماشا سیمای جمهوری اسلامی ایران در تابستان و پاییز ١٣٩٢ و چند شبکه استانی دیگر بود.

جومونگ علاوه بر اینها از طریق اجاره دادن استفاده از نام تجاری‌اش به سازندگان مشروبات الکلی، لوازم آرایشی و حتی نوعی برنج تا مارس ۲۰۰۷ ۳۰۰ میلیون وون (حدود ۳۳۰ هزار دلار) به دست آورد.

نقش‌ها

صداپیشگان

مدیریت دوبلاژ افسانه جومونگ به عهده ی علیرضا باشکندی بوده است.

نقش دوبلُر
شاهزاده جومونگ علیرضا باشکندی
بانو سوسانو رزیتا یاراحمدی
بانو یوها (مادر جومونگ) آزیتا یاراحمدی
بانو سویا (همسر جومونگ) مریم رادپور
ارباب یونتابال (پدر سوسانو) تورج مهرزادیان
امپراتور گوموآ سعید مقد‌م‌منش
شاهزاده تسو (برادر جومونگ) ظفر گرایی
شاهزاده یونگ پو (برادر جومونگ) کامبیز شکوفنده
ژنرال هموسو (پدر جومونگ) غلامرضا صادقی
وزیر اعظم عباس نباتی
بانو سُلان (همسر تسو) شهرزاد ثابتی
اوئی + یانگ جو (پدر سُلان) امیر حکیمی
بانو یوم یول فاطمه نیرومند
رئیس موپالمو (آهنگر) شهروز ملک‌آرایی
ملکه ون هو فریبا شاهین‌مقدم
اُته + بیریو (شوهر + فرزند بانو سوسانو) امیرمحمد صمصامی
توچی(قاچاقچیِ همدست یونگ پو) جواد پزشکیان
شاهزاده یوری سعید شیخ زاده
سایُنگ (مشاور گروه ارباب یونتابال) غلامرضا الماسی
فرماندار وان‌زی‌کین علی‌همت مومی‌وند
یوری (پسر جومونگ و بانو سویا) سعید شیخ‌زاده